مهمترين شهر آن جا يعني پارپينيون ــ جايي كه گفته ميشود گرشن درگذشت ــ تا پايان عمر دولت مايوركا پايتخت آن جا بود. صرفنظر از ملاحظات سياسي، ميان فضاي سياسي پارپينيون و بارسلون تفاوت زيادي وجود داشت. در مجلد سوم از شخص سومي از همين نوع سخن خواهم گفت، به نام يهودابن ابراهيم بِدِرسي، كه معروفترين كتابش در سدهٴ چهاردهم، تأليف شد. با اين حال، خيلي پيش از پايان سدهٴ سيزدهم، كتاب بهشت خود را نوشته بود، كه رسالهاي است اخلاقي و بخش چهارم آن خلاصهاي از معلومات علمي است. لازم نيست گفته شود كه همهٴ اين افراد پيروان پرشور ابن ميمون بودند.
دو مترجم بزرگ فلسفه از همين كشور برخاستند. موسيبن تِبّون و يعقوببن ماهر؛ لازم نيست از آنان تجليل كرد، چون نامشان كاملاً گوياست. در سايهٴ اين مردان بزرگ گنجينهٴ سرشار معارف يونان و عربي به دست مردم عبريزبان رسيد. مترجم سومي به نام سليمانبن موسي ملگويلي را، هرچند اهميت خيلي كمتري دارد، بايد ذكر كرد، چون برخي شرحهاي ارسطو را نه از عربي، بلكه از لاتيني به عبري ترجمه كرد! اين امر بهطور شگفتانگيري جريانهاي متضادي را كه پديد آمده بود نشان ميدهد.
و) يهوديان ايتاليا. زرحيه گراتيان مترجم عربي به عبري را كه در بالا در ضمن مترجمان كاتالاني از او ياد كرديم، ميتوان در شمار ايتالياييان آورد، چون اواخر عمرش را در رم گذراند، و دست كم قسمتي از آثارش را در آن جا نوشت. احطببن اسحاق پالرمويي منطق ابن ميمون را ترجمه كرد، با قَبّاليان به مبارزه پرداخت، و يك منظومهٴ اخلاقي سرود.
هلال بن سمويل ورونايي خاطرنشان كرد منازعهٴ روزافزون ميان هواداران و مخالفان ابن ميمون را كه داشت موجب جدايي يهوديان غربي ميشد، ميتوان براي اتخاذ تصميم به شورايي از رابيان شرقي واگذاشت. او خود از هواداران صميمي ابن ميمون بود. كتاب
مواهب روحاني او مجموعهاي است از عقايد حكماي يوناني، مسلمان، يهودي ــ و مسيحي. وي از لاتيني به عبري ترجمه ميكرد، و از نخستين يهودياني بود كه اطلاعات مستقيم دربارهٴ اصول مدرسي لاتيني داشت ــ اين نشانهٴ ديگري از تغيير اوضاع است!
اشعيابن ايليا تراني و بنيامين عَنَو رومي تلموديان برجستهاي بودند؛ يحيئيل عَنَو رومي كاتب نسخههاي عبري و موٴلف رسالهاي در اخلاقيات بود. در وي نشانهاي از تأثير لاتيني ديده ميشود.
اين گروه ايتاليايي كوچك، ولي اصيل و نوآور است، و ميان خردگرايي و بنيادگرايي، همچنين ــ و اين حتي جالبتر است ــ ميان دنياي لاتيني و عربي، حد فاصل را نشان ميدهد.
ه) يهوديان آلماني. مهمترين شخصيت تلمودي آلماني ماهربن باروخ روتنبورگي در باواريا بود كه اغلب وي را فروغ غربت مينامند.